تبلیغات
Lone Man - بیزار

Lone Man

گلایه کن و نترس ! دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده.

بیزارم از خودم
از پدر و مادرم
از دنیا
از دوست و دشمنم
از تو
از تو كه عشق من بودی و شیرینی عشق تو آغازگر تلخ ترین دردهام بود
تا كی به عكس بی روحت خیره میشه موند. 
تا كی بدنبالت بیام؟
تا كی اسیرت بمونم؟
خدا!
آهای تو كه اون بالا نشستی و با تمام وقار سكوتت رو حفظ میكنی
تا كی میخوای رنج منو ببینی؟
لذت می بری ، نه؟
داری می بینی كه خرمن زندگیم به شعله كبریت عشق مخلوقت داره

 خاكستر میشه؟
دیگه سكوت بسه!
مگه من انسان نیستم ، قلب ندارم؟
نه صبر ایوب و نه اشك یعقوب
نه عمر نوح و نه جاه قارون
هیچ كدوم رو ندارم.
یوسف عمرم رو بدست خودم به چاه انداختم.
اینه سرنوشت من؟
این نقشه ی عظیمی كه تو برام كشیدی كارساز نیست. 
به خودت كه خدایی قسم دیگه خسته شدم. 
دیگه توان پس دادن امتحاناتت رو ندارم. 
دیگه چیزی ندارم ، هیچی. 
این حجره داره از سكوت بی معنی این زندگی سگی پاره میشه. 
یا بكش یا با مرگ نجاتم بده. 

نوشته شده در 7 بهمن 91 ساعت 03:19 توسط Kianoosh .Y نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak