تبلیغات
Lone Man - تلنگر

Lone Man

گلایه کن و نترس ! دیگر چیزی برای از دست دادن باقی نمانده.

آدمی برای چه به وجود آمده؟

قطعا خدا این موجود ناقص را جز برای کمال روی زمین نگمارده است.

ولی زمانی که میگوید بنی بشر را خلیفه ی خود بر روی زمین قرار دادم سوالی به میان می آید که آیا خلافت ناعادلانه و یکطرفه ی بشر نمودی از خلافت خداست؟

قطعا اینطور نیست ولی چگونه اینقدر پستی و پلیدی در روح بشر رخنه کرده است که این چنین تن به پستی و ذلت داده است؟

آدمی که فقط بخاطر عشقش به حوا از بهشت رانده شد، حال همان عشق را به مشتی پول و لحظه ای لذت و شهوت می فروشد.

انسانی که زجر همنوع، همزبان و هم خون خود را میبیند و سکوت میکند و از رنج او لذت می برد.

انسانی که درخت هوس و خواسته های دنیوی اش را با خون دیگری آبیاری میکند و قدرتمندانشان کاخ های زرین خود را بر روی ضعیفان بنا میکنند و هیچ دادگری نمانده تا قد علم کند.

بارها دیده ایم که افرادی ژولیده با با لباس های ژنده سر در زباله های دیگری فرو برده و در تلاش است تا نان شب خود را از پس مانده ی دیگری جمع آورد، با دیدن این صحنه قطعا چندش میشوی و رویت به سمت دیگری میکنی و شاید واژه ی بدبخت را برایش بکار ببری.

ولی تا بحال شده که این را در نظر بگیری همان معتاد یا کارتن خوابی که از آن چندشت می آید فرزند عزیز و گرامی پدر و مادری بوده؟

آیا تا بحال از خود پرسیده ای که چرا به این وضع افتاده است؟

آیا تا بحال خود را لحظه ای در جایگاه او تصور کرده ای؟

که چه حسرت هایی در دلش آشوب میکند؟

زیاد نه شاید او در حسرت یک شب سیر خوابیدن است.

شاید در آرزوی یک بار حمام است که برای ما نیازی برطرف شده و بسیار پیش پا افتاده است.

شاید بزرگترین دغدغه اش این است در تابستان بوی تعفن و در شتا با سرما و برف چه کند؟

یا اینکه یکروز از همان آشغال ها تکه نانی سالم پیدا کند، زیرا که از مزه ی نان کپک زده و بو گرفته خسته شده.

از این که در اماکن عمومی به او را با چشم حقارت و ترحم و نفرت میبیند خسته شده.

از این که مدام رانده می شود و هیچکس احوالش را نمیپرسد و جواب سلامش را نمیدهد خسته شده.

ما همه ی اینها را میبینیم و نادیده میگیریم، بدون اینکه فکر کنیم ما در اینچنین زیستن این افراد بی گناه نیستیم.

مایی که عادت به زندگی مرفه کرده ایم، چشم هایمان به سوی نیازهای دیگران بسته ایم.

هر روز نیاز های خود را بیشتر و بیشتر میکنیم و در طلب بیشترش نیز هستیم دریغ از این که این گرگ صفتان بی شرف هر روز بر دارایی های خود می افزایند، نیاز مندان را بخاطر نیاز هایشان زیر پا له میکنند و دریغ از این که تو خود نیز زیر بار بردگی نیاز هایت و این فرومایه ها هستی و گردن ناتوانی فرو آورده ای که بجای زندگی با عزت و آزاد، زندگی با ذلت و مرفه را داشته باشی...

دیگر چیزی برای از دست دادن نمانده....

Lone Man

94/3/3


نوشته شده در 3 خرداد 94 ساعت 21:25 توسط Kianoosh .Y نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]
Template By : Pichak